صفحه اصلیاستخدامیچگونه متخصص بازاریابی و فروشندگی شویم

چگونه متخصص بازاریابی و فروشندگی شویم

فروشنده متخصص
یکی از مهم ترین و قابل توجه ترین مباحث برای بازاریابان این است که فروشندگی یک تخصص است؛ حتی اگر این مهارت و تخصص به صورت تجربی به دست آمده باشد. اگر شما از رقیب تان بهتر هستید ولی مشتری به جای خرید از شما از رقیب تان خرید می کند مقصر مشتری نیست. یکی از دلایل اصلی فروشنده شماست. این فروشنده شما است که باید مشتری را متقاعد کند که اگر از شما بخرد به منافع بیشتری می رسد تا اینکه از رقیب شما خرید کند.

متأسفانه دلیل اینکه بسیاری از مشتریان از دست می روند، فروشندگان غیر حرفه ای هستند. فروشندگی یک تخصص است. فروشنده موفق در کار خود متخصص است. او همواره در حال یادگیری است و برای پیشرفت خود روی خودش سرمایه گذاری می کند.

marketing-sales.jpg
رشد و صعود شما تا زمانی که به یادگیری می پردازید ادامه پیدا می کند. اگر پیوسته نیاموزید و مهارت های خود را به روز نکنید، جایی کس دیگری این کار را می کند و وقتی با آن شخص روبه رو شدید بازنده خواهید بود. ما با دو دسته، دانش عمومی و تخصصی روبه رو هستیم.

در زمینه دانش عمومی، فروشنده موفق در زمینه بازاریابی و فروش، حسابداری، روانشناسی، کامپیوتر و حقوق در حال یادگیری است. فروش یک علم بین رشته ای است. برای موفقیت در کار فروش باید همواره دانش عمومی خود را بالا ببرید. در حال حاضر شما با مطالعه این سایت در حال بالا بردن دانش عمومی خود هستید. در مورد دانش تخصصی، فروشنده موفق در حوزه کار خود از اطلاعات و دانش بالایی برخوردار است.

امروزه شغل فروش از بین رفته است، ما مشاوران فروش داریم. افرادی که با دانش بالایی که دارند به مشتری کمک می کنند محصول مناسب خود را خریداری و به صورت شایسته از آن استفاده کند. یکی از رموز در این مورد این است که یاد بگیرید چگونه بیاموزید.

دانستن مؤثرترین راه برای یادگیری است. در واقع راه شما برای یادگیری مؤثر مستلزم شناخت موارد زیر است؛ خودتان، توانایی شما برای یادگیری، روش های موفقیت آمیزی که در گذشته از آن استفاده کرده اید و علاقه و دانش قبلی تان نسبت به موضوعی که قصد یادگیری آن را دارید. پس تا اینجا مشخص شد که منظور از تخصص و مهارت چیست. اما سوال اینجاست که آیا دانشجویان بازاریابی پس از فراغت از تحصیل دارای مهارت و تخصص هستند؟

خوش بینانه ترین حالت آن است که ذهن آنها در پایان تحصیلات کارشناسی یا کاردانی، انباشته شده از یکسری نظریات غیر کاربردی که صرفا تئوری هستند و در عمل هنوز به کار نیامده اند. شاید یک دلیل نیز آن باشد که در طول تحصیل، قوه تفکر منطقی و تحلیل علمی این شخص را پرورش نداده اند.

متأسفانه اکثریت این افراد در هنگام مصاحبه اشتغال یا حین کار، ضعف های بسیاری دارند و باید گاهی از صفر شروع کنند. با توجه به اینکه فرصت اشتغال در بخش عمومی بنا به دلایل مختلف محدود است پس باز هم به اهمیت تخصص پی می بریم.

اگر شانس بیاورید و با پارتی، مدرک، معدل و سهمیه استخدام شوید باز هم راه پیشرفت و ارتقا دشوار است. کسی موفق تر است که تخصص، مهارت و تجربه بیشتری داشته باشد تا بتواند بهتر چانه زنی کند.

ارسال نظر

بازگشت به بالا